تبليغاتX
Memories of a little doctor

Memories of a little doctor

واسه اینه که...
تو فرق میکردی واسه من با همه

واسه اینه که میمردم واسه تو

توی نگاهت یه حس غریبی میگفت که دارم میشم عاشق تو

جون منی آخه عمر منی

چه جوری بگم میمیرم واسه تو

توی چشام که نگاه بکنی

میبینی که دارم میشم عاشق تو

 

واسه اینه که میمردم واسه چشمات

واسه اینه که میمیرم واسه نگات

واسه اینه همه وجودم شده بودی

نذار بازم بمونم تو حسرت نگات

........

فرق تو قلب و احساس قشنگته

که منو اینجوری دیوونه کرده

حس عجیب خواستن چشماته که تا ابد تو دلم لونه کرده

دستای گرمتو ازم نگیر ی که مرهم قلبیه که پر درده

باز دوباره زل بزن تو چشام  که دوری تو منو دیوونه کرده

واسه اینه که میمیرم واسه نگات

واسه اینه همه وجودم شده بودی

نذار بازم بمونم تو حسرت نگات...

پ.ن : تا حالا دلت خواسته که نباشی ؟؟؟

 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت14:45توسط Elnaz |